انتخاب اعضای تیم

برخی از مشکلاتی که در تیم انجام دهنده پروژه ایجاد میشه «برابر نبودن تسک‌ها با اعضای تیم»، «ناهماهنگی اعضا تیم»، «وجود سطح‌های مختلف در اعضای تیم از نظر فنی»، «نبود انگیزه و هدف»، «نبود اعتماد کافی بین اعضا» و مسائل دیگه هست، خب حالا چی کار کنیم که این اتفاق‌ها به وجود نیاد یا احتمالش کم بشه؟

تعداد اعضای تیم باید به اندازه‌ای باشه که کم‌بود نیرو حس نشه، همچنین احتمال حذف اعضا رو باید در نظر بگیریم. به طور مثال ممکنه یکی از اعضا مریض بشه یا یکی دیگه شکست عشقی بخوره، یا اون‌یکی بخواد ازدواج کنه و در حین انجام کار‌های عروسیش قرار بگیره، یا اصلا دلش نخواد توی اون تیم فعالیتی کنه. یادمون باشه نمی‌تونیم کسی رو مجبور به کار کنیم و ازش انتظار کار با کیفیت داشته باشیم.

از طرفی نباید تعداد اعضای تیم رو خیلی بیشتر در نظر بگیریم چون وقتی که همه با انرژی فعالیت کنن تسک کم میاد و یه سری‌ها بی‌کار میمونن و حوصله‌شون سر میره و در نهایت بی‌انرژی و بی‌انگیزه میشن. وقتی که تعداد افراد تیم زیاد از حد باشه هزینه‌ها هم میره بالا.

خلاصه باید یه حد متوسطی رو انتخاب کرد!

افرادی رو که برای تیم انتخاب می‌کنیم باید متناسب با پروژه باشه، نباید به نسبت پروژه خیلی قوی‌تر و یا ضعیف‌تر باشه، نباید فکر کنیم که فلان فرد خیلی قوی هست پس بیاریمش توی تیم، باید قبلش ببینیم برای پروژه مورد نظر چه جور افرادی رو می‌خوایم. مثلا برای یه پروژه که با CMS ساخته میشه نریم کسی رو بیارم که ۱۰ سال سابقه برنامه‌نویسی داره و تخصصش کار‌های بزرگ هست.

عمومن (عموما) اکثر افرادی رو که برای تیم انتخاب می‌کنیم باید در یک سطح فنی قرار داشته باشن وگرنه اختلاف نظر‌های زیادی به وجود میاد. البته به این معنی نیست که افراد قوی‌تر از بقیه رو در تیم قرار ندیم، چون افراد قوی‌تر هم نیاز هستند تا رهبری فنی تیم رو به عهده بگیرند.

به طور مثال اگه یک تیم با حدود ۵ نفر رو برای پروژه‌ای نیاز داریم، بهتره حدود ۴ نفر مثلا با ۳ سال سابقه کار باشن و ۱ یا ۲ نفر با حدود ۱۰ سال سابقه کار. این باعث میشه اعضا تیم با هم رشد کنن و اگر جایی مشکلی داشتند و یا مسیر فنی رو اشتباه دارن میرن، همون افراد حرفه‌ای‌تر کمک کنند. افراد حرفه‌ای‌تر هم حس مسئولیت پیدا می‌کنند و مشکلی پیش نمی‌اد.

ایجاد انگیزه در تیم موضوع گسترده‌ای هست که در قالب یک پاراگراف نمی‌شه توضیح داد ولی خلاصه بخوام بگم تیم بدون انگیزه کیفیت کار خوبی نداره و خطا‌های زیادی در اون تیم رخ می‌ده. مثلا اگه اعضای تیم در مدت فعالیت مطالب جدیدی یاد نگیرن یا تجربه نکنن، کار براشون خسته‌کننده میشه، یا اگه طرح پروژه رو قبول نداشته باشن برای فعالیت‌هاشون انگیزه خوبی هم نمی‌تونن داشته باشن.

فرض کنیم پروژه‌ای رو بنا به دلایلی می‌خوایم با فرم‌ورک X انجام بدیم، اگه یکی از اعضا فرم‌ورک انتخاب شده رو بد بدونه یا از این فرم‌ورک خوشش نیاد، همیشه تو ذهنش درگیری پیش میاد و انگیزه زیادی نخواهد داشت.

Disengaged team members

یکی از مورد‌های مهم دیگه حس قبول داشتن یکدیگه در اعضای تیم هست، یعنی به طور مثال اعتماد داشتن اعضا تیم به هم، طوری که اعضای تیم همدیگه رو قبول داشته باشن و در مورد مسائل فنی و غیر فنی با هم مشکل پیدا نکنند.

وقتی از نظر فنی همه اعضا تقریبا در یک سطح باشن این مشکل تا حدودی رفع میشه ولی نکته‌های دیگه‌ای هم هست که باید بهشون توجه کنیم. می‌تونیم وقتی قصد داریم فردی رو به تیم اضافه کنیم با خود اعضای تیم در مورد اون فرد جدید مشورت کنیم و حس اینکه اون‌ها هم در انتخاب فرد جدید نقش دارن رو در تیم ایجاد کنیم، این مورد باعث میشه اعضا در آینده دنبال ایراد گرفتن از فرد جدید نباشند.

در مواقع انتخاب اعضا باید به مواردی مثل سطح فرهنگی و یا مسائل مذهبی هم فکر کنیم. در حالت خوشبینانه باید همه اعضای تیم با هر فرهنگ و مذهبی بتونند کنار هم کار تیمی انجام بدن ولی در واقعیت ممکنه اینجوری نشه! مثلا وقتی فرد شدیدن مذهبی رو به تیم اضافه کنیم و ببینیم با آهنگ گوش دادن اعضا تیم در حین کار مشکل داره، اگه فرد مورد نظر منطقی نباشه و نتونه کار و اعتقاداتش رو از هم جدا کنه از همون‌جا مشکلات ایجاد میشه و ایراد گرفتن از کار هم پیش میاد.

خلاصه سعی کنیم برای هر پروژه تیم خوبی ایجاد کنیم. تیم مهمه! 🙂

دیدگاه‌ها:

  1. ممنون از مطلب خوبت.
    یکی از مواردی هم که میتونه به افراد انگیزه بده اینه که به افرادی که علاقه به پیشرفت دارن، کاری رو بسپاریم که یه مقدار کمی از حد تواناییشون بالاتره.